پرسش سعد بن عبدالله قمی از حضرت امام مهدی (عج)

كمال الدين 🙁 ـ سَعْدُ بنُ عبدِ اللّه ِ القُمّيّ : لمّا سألتُهُ (الإمام المهدی (علیه السلام) عَنِ العِلّة الّتی تَمنَعُ القومَ من اختیارِ إمامٍ لأنفسِهِم – : : مُصْلِحٌ أو مُفْسِدٌ؟ ، قلتُ : مُصْلحٌ ، قالَ : فَهَلْ يَجوزُ أنْ تَقَعَ خِيَرَتُهُمْ علَى المُفْسِدِ بَعْدَ أنْ لا يَعلمَ أحدٌ ما يَخْطِرُ بِبالِ غيرِهِ مِن صَلاحٍ أو فسادٍ ؟ قلتُ : بلى ، قالَ : فَهِيَ العِلَّةُ ، و اُورِدُها لكَ بِبُرْهانٍ يَنْقادُ لهُ عَقْلُكَ: أخْبِرْني عَنِ الرُّسلِ الّذينَ اصْطَفاهُمُ اللّه ُ تَعالى ، و أنْزَلَ عَلَيْهِمُ الكِتابَ ، و أيَّدَهُمْ بالوحيِ و العِصْمَةِ ، إذْ هُمْ أعلامُ الاُمَمِ وَ أهدى إلَى الاختيارِ مِنْهُمْ، مِثل موسى و عيسى عليهما السلام، هَل يَجوزُ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِما و كَمال عِلْمِهِما إذا هَمّا بالاختيارِ أنْ يَقَعَ خِيَرَتُهما علَى المُنافِقِ و هُما يَظُنّانِ أنَّهُ مُؤمنٌ ؟ قلتُ : لا . فَقالَ : هذا موسى كَليمُ اللّه ِ مَعَ وُفُورِ عَقْلِهِ و كَمالِ عِلْمِهِ و نُزولِ الوحيِ عَلَيْهِ اختارَ مِنْ أعيانِ قَوْمِهِ و وُجُوهِ عَسْكرِهِ لِميقاتِ ربِّهِ سَبْعينَ رَجُلاً ممّنْ لا يَشُكُّ في إيمانِهِمْ و إخلاصِهِمْ ، فوقَعَتْ خِيَرَتُهُ علَى المُنافِقينَ ، قالَ اللّه ُ تعالى: «و اخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِمِيقَاتِنا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَ إِيَّـاىَ أَ تُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ؛ الأعراف : ۱۵۵ )فلَمّا وَجَدْنا اختيارَ مَنْ قَدِ اصْطَفاهُ اللّه ُ للنُّبُوّةِ واقِعا علَى الأفْسَدِ دُونَ الأصْلَحِ و هُوَ يَظُنُّ أنَّهُ الأصْلَحُ دُونَ الأفْسَدِ عَلِمْنا أن لا اخْتِيارَ إلاّ لِمَنْ يَعْلَمُ ما تُخْفي الصُّدُورُ .

كمال الدين : ( ـ سعد بن عبد اللّه قمى مى گويد : از امام مهدى عليه السلام سؤال کردم که چرا مردم نمی توانند خود ، امام را برگزینند – حضرت فرمود: نيكوكار را برگزينند يا تبهكار را؟

عرض كردم: نيكوكار. فرمود: آيا امكان دارد كه از سر ناآگاهى از خوبى و بدى درون يكديگر، فرد فاسد و بدكارى را برگزينند؟ عرض كردم: بله. فرمود: علّت ، اين است. اينك براى تو برهانى مى آورم كه انديشه ات قانع شود. آن گاه فرمود: به من بگو آيا پيامبرانى چون موسى و عيسى عليهما السلام كه خداوند آنان را برگزيد و بر آنان كتاب فرو فرستاد و از حمايت وحى و عصمت برخوردارشان ساخت و سران امّت [خود ]بودند و در قدرت انتخاب از آنان توانمندتر بودند، آيا ممكن است اين دو پيامبر با آن همه عقل و كمال علمى، اگر بخواهند انتخاب كنند، انتخابشان به يك منافق تعلّق گيرد و گمان برند كه او مؤمن است؟

عرض كردم: خير. فرمود: اما همين موسى كليم اللّه با آن همه عقل و كمال علمى و نزول وحى بر او، براى ميقات پروردگار خود، از ميان سران قوم و سردمداران سپاه خود هفتاد نفر را كه در ايمان و اخلاص آنها شك نمى شد، انتخاب كرد، اما انتخاب او بر منافقان تعلّق گرفت. خداوند متعال فرموده است: «موسى براى ميقات با ما هفتاد مرد از ميان قوم خود برگزيد و چون زلزله آنان را فرا گرفت گفت : پروردگارا! اگر مى خواستى ، آنان را و مرا ، پيش از اين هلاك مى ساختى . آيا ما را به [سزاى] آنچه كم خِردانِ ما كرده اند ، هلاك مى كنى؟ الأعراف ،۱۵۵ ».

پس، وقتى مشاهده مى كنيم كسى كه خداوند متعال او را به پيامبرى برگزيده است افسد را انتخاب مى كند و نه اصلح را و مى پندارد كه او اصلح است نه افسد، پى مى بريم كه انتخاب [امام ]تنها براى كسى رواست كه از نهاني هاى دلها آگاه است.

كمال الدين : ۴۶۱ / ۲۱ ، میزان الحکمة جلد ۱ صفحه ۲۴۸

مطالب پیشنهادی سایر نوشته های این نویسنده

نظر خود رابیان کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.