سفارش های امام صادق (علیه السلام)

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ( ـ لِرجُلٍ استَوصاهُ ـ ) : اُوصِيكَ بتَقوَى اللّه ِ ، و الوَرَعِ و الاجتِهادِ ، و اعلَمْ أنّهُ لا يَنفَعُ اجتِهادٌ لا وَرَعَ فيهِ .امام صادق عليه السلام ( ـ به مردى كه تقاضاى سفارش كرد ـ ) فرمود: تو را به تقواى الهى و پارسايى و سخت كوشى [در عبادت ]سفارش مى كنم و بدان كه سخت كوشى در عبادت اگر با پارسايى همراه نباشد، سود نمى بخشد. الأمالي للمفيد:۱۹۴/۲۵، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 183

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : أفضَلُ الوَصايا و ألزَمُها أن لا تَنسى ربَّكَ و أن تَذكُرَهُ دائما، و لا تَعصِيَهُ، و تَعبُدَهُ قاعِدا و قائما . امام صادق عليه السلام : برترين و لازمترين سفارش ها اين است كه پروردگارت را فراموش نكنى و همواره به يادش باشى و نا فرمانيش ننمايى و نشسته و ايستاده [و در هر حال] او را بپرستى . بحار الأنوار: ۷۸/۲۰۰/۲۷ ، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 184
كشف الغمّة : عن الإمامُ الصّادق عليه السلام ـ لابنِهِ موسى عليه السلام ـ : يا بُنَيَّ ، اقبَلْ وَصِيَّتي و احفَظْ مَقالَتي ؛ فإنّكَ إن حَفِظتَها تَعِشْ سَعيدا و تَمُتْ حَميدا . يا بُنَيَّ ، مَن قَنَعَ بِما قُسِمَ لَهُ استَغنى ، و مَن مَدَّ عَينَيهِ إلى ما في يَدِ غَيرِهِ ماتَ فَقيرا ، و مَن لَم يَرْضَ بِما قَسَمَ اللّه ُ لَهُ اتَّهَمَ اللّه َ في قَضائهِ ، و مَنِ اسْتَصغَرَ زَلَّةَ غَيرِهِ استَعظَمَ زَلَّةَ نَفسِهِ ، و مَنِ استَصغَرَ زَلَّةَ نَفسِهِ استَعظَمَ زَلَّةَ غَيرِهِ . يا بُنَيَّ ، مَن كَشَفَ عن حِجابِ غَيرِهِ تَكَشَّفَت عَوراتُ بَيتِهِ ، و مَن سَلَّ سَيفَ البَغيِ قُتِلَ بهِ ، و مَنِ احتَفَرَ لأخيهِ بِئرا سَقَطَ فيها ، و مَن داخَلَ السُّفَهاءَ حُقِّرَ ، و مَن خالَطَ العُلَماءَ وُقِّرَ ، و مَن دَخلَ مَداخِلَ السَّوءِ اتُّهِمَ . يا بُنَيّ ، إيّاكَ أن تَزري بِالرِّجالِ فيُزرى بِكَ ، و إيّاكَ و الدُّخولَ فيما لا يَعنيكَ فتَزِلَّ (فَتُذَلَّ) (ما بين الهلالين نقلناه من بحار الأنوار : ۷۸/۲۰۴/۴۲)  يا بُنَيَّ ، قُلِ الحَقَّ لَكَ و علَيكَ تُستَشارُ مِن بَينِ أقرانِكَ . يا بُنَيَّ ، كُنْ لِكِتابِ اللّه ِ تالِيا ، و للإسلامِ فاشِيا ، و بِالمَعروفِ آمِرا ، و عَنِ المُنكَرِ ناهِيا ، و لِمَن قَطَعَكَ واصِلاً ، و لِمَن سَكتَ عَنكَ مُبتَدِئا ، و لِمَن سَألَكَ مُعطِيا ، و إيّاكَ و النَّميمَةَ فإنّها تَزرَعُ الشّحناءَ في قُلوبِ الرِّجالِ ، و إيّاكَ و التَّعَرُّضَ لِعُيوبِ النّاسِ ، فمَنزِلَةُ المُتَعَرِّضِ لِعُيوبِ النّاسِ كمَنزِلَةِ الهَدَفِ . يا بُنَيَّ ، إذا طَلَبتَ الجُودَ فعلَيكَ بمَعادِنِهِ ، فإنّ لِلجُودِ مَعادِنَ، و لِلمَعادِنِ اُصولاً، و لِلاُصولِ فُروعا، و للفُروعِ ثَمَرا ، و لا يَطيبُ ثَمَرٌ إلاّ بفَرعٍ ، و لا فَرعٌ إلاّ بأصلٍ ، و لا أصلٌ ثابتٌ إلاّ بمَعدِنٍ طَيِّبٍ . يا بُنَيَّ ، إذا زُرتَ فَزُرِ الأخيارَ ، و لا تَزُرِ الفُجّارَ؛ فإنّهُم صَخرَةٌ لا يَتَفجَّرُ ماؤها ، و شَجَرَةٌ لا يَخضَرُّ وَرَقُها ، و أرضٌ لا تَظهَرُ عُشبُها . قالَ عليُّ بنُ موسى عليه السلام : فما تَرَكَ أبي هذهِ الوَصِيَّةَ إلى أن تُوفِّيَ . كشف الغمّة : امام صادق عليه السلام به فرزند خود حضرت كاظم عليه السلام ـ فرمود : فرزندم! سفارش مرا بپذير و سخنم را به گوش گير؛ زيرا كه اگر آن را به گوش گيرى خوشبخت مى زيى و خوش نام و نيك فرجام مى ميرى. فرزندم! هر كه به آنچه خداوند قسمت او كرده است خرسند باشد، بى نياز گردد و هر كه به آنچه در دست ديگرى است چشم داشته باشد، نيازمند بميرد و هر كه به آنچه خداوند قسمتش كرده است راضى نباشد، خداوند را در قضاى او متّهم كرده باشد و هركه لغزش ديگرى را كوچك بيند، لغزش خويش را بزرگ بيند و هر كه لغزش خود را كوچك شمارد، لغزش ديگرى را بزرگ بشمارد. فرزندم! هر كه پرده ديگرى را كنار زند، زشتى هاى خانه خودش آشكار شود و هر كه شمشيرِ ستم بركشد، خود به آن شمشير كشته شود و هر كه براى برادرش چاهى كند، خود در آن چاه افتد و هر كه با نابخردان بنشيند، كوچك شود و هر كه با دانايان آميزش كند،احترام يابد و هر كه به جاهاى بد نام آمد و شد كند، متّهم گردد. فرزندم! از تحقير كردن مردم (بزرگان) بپرهيز كه تحقير مى شوى و به كارهاى بيهوده و نا مربوط مپرداز كه مى لغزى (خوار مى شوى). فرزندم! حقيقت را، به سود و زيان خود، بگو تا از ميان همتايانت با تو مشورت شود. فرزندم! پيرو (تلاوت كننده) كتاب خدا باش و مبلّغ اسلام و امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر و پيوند زننده با كسى كه از تو بريده است و آغازگرِ آشتى با كسى كه از تو قهر كرده است و عطا كننده به كسى كه از تو چيزى مى خواهد. از سخن چينى بپرهيز كه آن تخم كينه را در دل هاى مردان مى افشاند و از پرداختن به عيوب مردم دورى كن؛ زيرا كسى كه به عيب هاى مردم مى پردازد، به منزله هدف است. فرزندم! هرگاه جوياى بخشش شدى به معادن آن مراجعه كن؛ زيرا كه جود و بخشش را معدن هاست و معدن ها را ريشه هاست و ريشه ها را شاخه هاست و شاخه ها را ميوه باشد و هيچ ميوه اى نرسد، مگر با شاخه و هيچ شاخه اى نباشد، مگر با ريشه و هيچ ريشه استوارى نباشد، مگر با معدنى پاك و پاكيزه. فرزندم! هرگاه ديدار مى كنى، با نيكان ديدار كن و به ديدن بدكاران مرو؛ زيرا اينان تخته سنگى هستند كه چشمه اى از آن نمى جوشد و درختى هستند كه برگ هايش سبز نمى شود و زمينى هستند كه گياهش نمى رويد. على بن موسى [الرضا] عليه السلام فرمود: پدرم تا زنده بود اين سفارش را فرو نگذاشت. كشف الغمّة : ۲/۳۹۶ ، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 184

الكافي عن أبي عَمرو الشَّيباني : رَأيتُ أبا عَبدِ اللّه ِ عليه السلام وَ بِيَدِهِ مِسحاةٌ وَ عَلَيهِ إزارٌ غَليظٌ يَعمَلُ في حائِطٍ لَهُ وَ العَرَقُ يَتَصابُّ عَن ظَهرِهِ فَقُلتُ :جُعلتُ فِداكَ أعطِني أكفِكَ فَقالَ لي : إنّي أُحِبُّ أن يَتَأذَّي الرَّجُلُ بِحَرِّ الشَّمسِ في طَلَبِ المَعيشَةِ . الكافى ( ـ به نقل از ابو عمرو شيبانى ـ )  : امام صادق عليه السلام را ديدم كه در دستش بيلى بود و پيراهنى ضخيم بر تن داشت و در بوستان خود كار مى كرد و عرق از پشت او سرازير بود . عرض كردم : فدايت شوم ؛ اجازه بدهيد من به جاى شما كار كنم . فرمود : من دوست دارم كه مرد ، براى تأمين معيشت خود ، در گرماى آفتاب اذيّت شود .الكافي : ۵ / ۷۶ / ۱۳ ، میزان الحکمة جلد 1 صفحه 345

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ( ـ لِرجُلٍ سَألَهُ أن يَعِظَهُ ـ ) : إن كانَ اللّه ُ تباركَ و تعالى قَد تَكفَّلَ بِالرِّزقِ فاهتِمامُكَ لِما ذا؟! و إن كانَ الرِّزقُ مَقسوما فالحِرصُ لِما ذا ؟! و إن كانَ الحِسابُ حَقّا فالجَمعُ لِما ذا ؟! امام صادق عليه السلام ( ـ به مردى كه تقاضاى پندى كرد ـ )  فرمود : اگر خداوند تبارك و تعالى روزى [رساندن ]را به عهده گرفته است، پس غم روزى خوردن تو از بهر چيست؟! و اگر روزى قسمت شده است ، پس حرص چه معنا دارد؟! و اگر حسابرسى راست است، پس گرد آوردن [مال و ثروت ]چيست؟! بحار الأنوار : ۷۸/۱۹۰/۱، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 297

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ( ـ لِجابِرٍ ، لَمّا سَألَهُ أن يَعِظَهُ ـ ) : : يا جابِرُ ، اِجعَلِ الدُّنيا مالاً أصَبتَهُ في مَنامِكَ ثُمّ انتَبَهتَ و لَيسَ مَعَكَ مِنهُ شَيءٌ ، هَل هُو إلاّ ثَوبٌ تَلبَسُهُ فتُبلِيهِ أو طَعامٌ يَعودُ بَعدُ إلى ما تَعلَمُ ؟! فالعَجَبُ لِقَومٍ حُبِسَ أوَّلُهُم عَن آخِرِهِم ، ثُمّ نُودِيَ فِيهِم بِالرَّحيلِ و هُم في غَفلَةٍ يَلعَبونَ ! امام صادق عليه السلام ( ـ به جابر كه از ايشان اندرزى خواست ـ )  فرمود : اى جابر! دنيا را [چونان ]مالى بدان كه در عالم خواب به دست مى آورى و چون بيدار مى شوى چيزى از آن نيست . آيا نصيب تو از دنيا چيزى جز همان جامه اى است كه مى پوشى و كهنه اش مى كنى، يا همان خوراكى است كه[مى خورى و سپس] به آن تبديل مى شود كه خود مى دانى؟! پس، شگفت از مردمى است كه اوّلين هاى آنان از آخرين هايشان گرفته شده اند (از ميان آنان رفته اند) و آنگاه در ميان ايشان بانگ رحيل سر داده شده است، ليكن همچنان بى خبر، سرگرم بازى اند. تنبيه الخواطر : ۲/۳۰ ، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 297

الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : اُوصِيكَ بتَقوَى اللّه ِ ؛ فإنَّ اللّه َ قد ضَمِنَ لمَنِ اتَّقاهُ أن يُحَوِّلَهُ عمّا يَكرَهُ إلى ما يُحِبُّ ، و يَرزُقَهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ . امام صادق عليه السلام : تو را به تقواى خدا سفارش مى كنم؛ زيرا خداوند ضمانت كرده است كه هر كس از او پروا كند، وى را از وضعى كه خوش ندارد به وضعى كه خوش دارد درآورد و از جايى كه گمان نمى برد روزيش دهد. الكافي : ۸/۴۹/۹، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 187

الأمالي للطوسي :عن يَحيى بنِ العَلاءِ و إسحاق بن عمّارٍ عَن الإمامِ الصّادقِ عليه السلام : ما وَدَّعَنا قَطُّ إلاّ أوصانا بخَصلَتَينِ : علَيكُم بصِدقِ الحَديثِ و أداءِ الأمانَةِ إلَى البَرِّ و الفاجِرِ ؛ فإنّهُما مِفتاحُ الرِّزقِ . الأمالى للطوسى ( ـ به نقل از يحيى بن علاء و اسحاق بن عمّار ـ )  : حضرت صادق عليه السلام هيچ گاه با ما خداحافظى نمى كرد مگر اينكه به دو كار سفارشمان مى فرمود: بر شما باد راستگويى و بازگرداندن امانت به نكوكار و تبهكار؛ زيرا كه اين دو خصلت كليد روزى هستند. الأمالي للطوسيّ : ۶۷۶/۱۴۲۹، میزان الحکمة جلد 13 صفحه 188

مَهزَم گوید شبی چون از خدمت حضرت صادق (علیه السلام) مرخص شدم در منزلی که در مدینه گرفته بودم رفتم و مادرم همراهم بود ؛ گفتگوئی میان من و او واقع شد ؛ با او درشتی کردم ، چون فردا بعد از نماز صبح خدمت حضرت رسیدم بی سابقه فرمود : ای مَهزَم چرا دیشب در سخن ( با مادرت ) خالدة درشتی کردی ؟ مگر نمی دانی که شکم او منزلی بود که در آن مسکن داشتی ، و دامنش گهواره ای بود که همیشه در آنجا بودی ، و پستانش ظرفی بود که از آن می خوردی ؟ گفتم : چرا ؛ فرمود : پس با او درشتی مکن. ترجمه اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات جلد 5 صفحه 382

نظر خود رابیان کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.