ایت الله حق شناس ره و خاطره امام رضا ع

✅ خاطره ای از امام رضا “علیه السلام”
حالا طوری نباشد که ما تصور کنیم برای خودمان مقامی تحصیل کرده ایم و به خودمان امیدوار باشیم.
شخصی گفت: رفتم خدمت ثامن الحجج، در حالی که خودم را صاحب مقامات می دانشتم، عرض کردم: موقعیت من را به من نشان بدهید.
از اختصاصات ثامن الحجج این است که زود معلوم می کند.
این شخص خودش را خیلی بالا فرض می کرد. گفت: وقتی تقاضا کردم که موقعیتم را به من نشان بدهند، در خواب این شعر را برایم خواندند:
هستی اسیر چاه طبیعت چگونه باز
قرب و مقام موسی عمرانت آرزوست
ای برادر من! ته چاه هستی؛ اما قرب و مقام موسی عمرانت آرزوست!
می گوید: چرا وقتی من حرف می زنم، خدا جواب من را نمی دهد؟!
ای داد و فریاد! هستی اسیر چاه طبیعت.
از جان برون نیامده، جانانت آرزوست
هنوز امیال نفسانی را کنترل نکرده ای، جانانت آرزوست؟
غیر ممکن است کسی که تهذیب اخلاق نکرده، رب الارباب را درک بکند.
چون دلت صافی شود از غین و رین
پرده ی ما و تو برخیزد ز بین
قلب فعلا در حجاب است، پرده ها و کدورتها قلب را گرفته است. و لو اینکه این هم خوب است، قابلیت داری که قلبت را در حجاب برده اند.
باز خدا رحمت کند آشیخ محمد حسین زاهد را که گفت: از آن کسانی نباشید که از قلم افتاده اند.
بعضی ها از قلم افتاده اند، اصلا قلبی در کار نیست. اما بعضی ها که از قلم نیفتاده اند، اگر چنانچه به غیر پروردگار و به دیگران توجه بکنند؛ قلبشان در حجاب می رود.

[ز ملک تا ملکوت ج1 ص 126- دروس اخلاق آیت الله حق شناس]
🌸🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂

نظر خود رابیان کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.