امام صادق ع حدیث

یک داستان یک درس 🌴

💐 مفضل بن قیس سخت در فشار زندگی واقع شده بود. فقر، تنگدستی، بدهکاری و مخارج زندگی او را آزار می داد. به ناچار به محضر امام صادق علیه السلام رفت و لب به شکایت گشود و گرفتاری های خود را مو به مو تشریح کرد. در آخر از امام علیه السلام تقاضا کرد که برایش دعایی بفرماید تا گره از کارش گشوده شود.
امام صادق علیه السلام دستور داد کیسه ای اشرفی به او بدهند. مفضل گفت: مقصودم این نبود؛ بلکه فقط تقاضای دعا داشتم. امام علیه السلام فرمود: برایت دعا هم می کنم، امّا هرگز مشکلات و بیچارگی های خود را برای مردم نگو؛ چون اولین اثرش این است که گمان می کنند که تو در میدانزندگی به زمین خورده ای. پس در نظر ها کوچک می شوی و شخصیّت و احترامت از بین می رود
✏منبع:کتاب داستان راستان، داستان ۸۵ اثر علامه شهید مرتضی مطهری

مطالب پیشنهادی سایر نوشته های این نویسنده

نظر خود رابیان کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.